غزلیّات عطّار ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
وز تو جهان پرست و جهان از تو بی خبر
ای عقل پیر و بخت جوان کرده راه تو
پیر از تو بی نشان و جوان از تو بی خبر چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان در جان و در دلی، دل و جان از تو بی خبر
به وبلاگ اهراب خوش آمدید
استفاده از مطالب و عکس های این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 20:2  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
واژگان یک فرهنگ(3): «خانه» : وداع با «چهاردیواری»
در فرهنگ ایرانی ، واژه «خانه» دارای ریشه ای باستانی است که در
سطح زبان نیز بازتاب داشته و به خانوار و خانواده و بیشتر از آن به جای و
مکان مربوط می شود. در حقیقت در نظام شناختی فرهنگ ایرانی، فضای خانه و
مفهوم خویشاوندی در فضا با یکدیگر به صورتی عمیق پیوند خورده اند. این
امر را نه تنها در شیوه زیستگاهی شهری که تا پیش از دوران معاصر، شیوه ای
بسیار محدود به شمار می آمده است، می توان دید، بلکه در شیوه های روستا
نشینی و عشایری نیز، مفاهیمی که با مفهوم خانه انطباق داشته اند ، حتی
«چادر» عشایری، «آتش»، «کوره»، «اجاق» و غیره همگی کمابیش رابطه فضا و
نظام خویشاوندی را نشان می دهند. این البته در سطح فرهنگ های دیگر نیز به
گونه ای کمابیش جهانشمول دیده می شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:8  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری (6): آموزش و بازتولید کار
مارک گوتدینر، لسلی باد ترجمه شایسته مدنی
بحران آموزش عمومی و بحران شهرسازی در بسیاری از کشورها به
یکدیگر مربوط هستند. برای نمونه، قابلیت شهرهای آمریکایی برای بازتولید
نیروی کار مناسب در شرایط حاضر به لحاظ اطلاعات منشعب از اقتصادجهانی
محدود شده، حتی کیفیت زندگی درون شهری نیز تنزل کرده است. کارایی دانش
آموزان طی چند دهه گذشته رویهمرفته کاهش یافته و رده دانش آموزی ایالات
متحده در مقایسه باسایر کشورهای دنیا در دروس علوم و ریاضیات بسیار پایین
است. اما در نواحی کلان شهری، کیفیت و کارکرد مدارس محلی، بستگی به محل
زندگی فرد دارد. در اغلب موارد، مدارس بهتر در نواحی مرفه تر و حومه شهر
جای دارند. حتی نظام های موجود در مدارس درون شهری که از نظر تاریخی و به
رغم فقر شاگردانشان دارای سطح نسبتا بالایی بوده اند، مجبور شده اند با
بحران شدید مالی و اقتصادی طولانی مبارزه کنند، بحران هایی که دست به دست
هم داده اند تا از کیفیت آموزش بکاهند (به مدخل بحران مالی نگاه کنید.)
امروز شاگردان مدارس دولتی شهرها اغلب عضو اقلیت های فقیر بوده و پیشرفت
اندکی در آموزش دارند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:5  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
روز معلم بر اساتید عزیزم وتمامی معلمان مبارک باد بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد
اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:57  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:49  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|

روز کارگر مبارک باد. مناسبت اول مه به عنوان روز کارگر به این لحاظ بوده است که در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶، و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو،
پلیس به روی آنان آتش گشود که شماری کشته، عدهای مجروح و بعداً چهارتن
نیز اعدام شدند. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات
روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند. قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶
در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا
درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به
تظاهرات زدند و در یکهزار و دویست کارخانه و کارگاه،
اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و
حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و
هوادارانشان در «میدان بیده = Haymarket» جمع شده و از اینجا به حرکت
درآمده بودند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار میدادند.
پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که
تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مامور پلیس کشته
شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد که پلیس
دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد. آمار کشتهشدگان
اعلام نشدهاست ولی اسامی انبوه مجروحان در دست است. پلیس با اعمال خشونت
موفق شد جمعیت را پراکنده سازد. در پی این حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب
دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی
و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود. دادگاه یکی از این دستگیرشدگان را به ۱۵
سال حبس محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند که فرماندار ایالت مجازات
دو تن از آنان را به حبس ابد تخفیف داد. یکی از محکومان به اعدام، پیش از
اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند.
با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در
گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج
اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. چون اعدامشدگان شیکاگو عمدتا آلمانی بودند، در سال ۱۹۳۳ حزب نازی آلمان روز اول ماه مه را روز ملی و تعطیل عمومی اعلام کرد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:37  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
Planetarium, Centre for Eco Tourism, and Science and Technology Centre / JB Ferrari & Associates
 .
Architects: JB Ferrari & Associates
Location: Chalet-à-Gobet, Lausanne, Switzerland
Project Team: Raphaël Christinat, Florence Pulicani-Vovesny, Steve Cherpillod, Xavier Tauxe
Client: The City of Lausanne in partnership with the foundation, La Porte des Etoiles
Type: Renovation and extension
Status: Competition, 1st prize
Area: 5’513m2
Approx. Cost: CHF 30’000’000.-
Year: 2012
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:0  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
 محيط زيست (آمار کره زمین) |
1.634.312 |
جنگل هاي از دست رفته امسال (هکتار) |
|
2.200.226 |
زمين هاي زراعي از بين رفته به دليل فرسايش خاک امسال (هکتار) |
|
10.545.227.160 |
دي اکسيد کربن (CO2) متصاعد شده امسال (تن) |
|
3.771.108 |
کوير زايي امسال (هکتار) |
|
3.077.343 |
مواد شيميايي سمي رها شده در آب و هوا و خشکي توسط صنايع در اين سال (تن) |
|
| |
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 18:2  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
واژگان یک فرهنگ(4): «آپارتمان» : زیستن «میان زمین و آسمان»
آپارتمان نشینی (و تمام تبعات «خودنمایانه» فضای خانگی جدید:
آشپزخانه «اوپن»، «شومینه»، «سرویس بهداشتی») از اواخر دهه 1350 و به
دلایل گوناگون از جمله تغییرات اساسی شیوه زندگی که در طول سال های دهه
1350 و 1360 اتفاق افتاد، به شیوه ای رایج در زندگی شهری حتی در طبقه
متوسط رو به پایین تبدیل شد و با تحولات شهری تهران که به صورتی سریع در
شهر های دیگر نیز تکرار شد و عمدتا به ورود گسترده کالاهای مصرفی و شیوه
های لوکس و مصرف گرایی مربوط می شد، به شدت در شهرهای کشورافزایش یافت و
از دهه 1370 به شیوه های زیستگاهی متعددی دامن زد: «مجتمع نشینی» (اغلب
مجتمع های متعلق به دولت یا سازمان های مختلف)، «تعاونی نشینی»(برای
ساکنان مجتمع های ساخته شده با تسهیلات مالی زیاد به وسیله سازمان های
دولتی) یا «برج نشینی» ( مجتمع های لوکس و گران قیمت).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 18:0  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری (5): قلمروزدایی و قلمروسازی
مارک گوتدینر، لسلی باد ترجمه شایسته مدنی
De-territorialization and Re-territorialization
دغدغه اخیر شهرسازان، مهاجرت های گسترده مردمی خاص، در اثر جنگ، سرکوب
سیاسی، نابردباری های دینی و فقر پایدار است. این پدیده به عنوان
"قلمروزدایی" نامیده شده و اغلب، خود این مردم به نام "پناهنده" شناخته می
شوند. زمانی که چنین جنبش های جمعی با سازماندهی مداوم زندگی روزمره همراه
می شود که بر عملکردهای فرهنگی مکان مبدا متمرکز شده باشند، شهرسازان از آن
به عنوان "قلمروسازی" صحبت می کنند. این جنبه های دوگانه، موضوعات مهمی
برای درک تغییراتی هستند که در ترکیب قومی مکان های شهری، پس از جنگ جهانی
دوم در دنیا رخ داده است، زیرا تاثیراتی که ناآرامی های سیاسی مدرن،
تغییرات جهانی اقتصاد و رفاه بر مردم محلی داشته اند، مهم و ژرف بوده است
(آپادورای، 1996).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:57  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
Citylights Dominique Perrault Architecture
.
 Courtesy of Dominique Perrault Architecture
Citylights expresses contemporary urban signatures, but also unites
with the surrounding metropolis which is gradually building up. Through a
non-historicist practice of architecture, Dominique Perrault preserves
and completes the existing devices to establish Citylights in the
geographic reality of a transforming territory. He keeps a certain
attachment to the strong geometry of the towers, to the variable heights
and layout of the floors. This geometric severity contributes
paradoxically to the modernity of the architecture, which today tends to
favor the biomorphic all too often.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:50  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 21:10  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
شانزده سال زندگی در آمریکا: گفتگو با آناهیتا
ز. ر: تشکر از اینکه دعوت به مصاحبه را پذیرفتید. لطفا خودتان را معرفی بفرمایید
آناهیتا: آناهیتا هستم متولد سال 1331، دارای لیسانس پرستاری و فوق لیسانس
مدیریت پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی ایران .قبل از مهاجرت به مدت 18 سال
در تهران شاغل بودم. 9 سال در موسسات توانبخشی و اتاق عمل بیمارستان های
مختلف و 9سال دیگر در دانشکده پرستاری با عنوان مدرس خدمت میکردم. 22سال
پیش ازدواج کردم .حاصل این ازدواج یک دختر 21 ساله می باشد که در حال حاضر
در امریکا مشغول به تحصیل در دانشگاه است . همسرم 5 سال پیش دار فانی را
وداع گفت.
ز. ر: لطفا بفرمایید در چه سالی اقدام به مهاجرت کردید، به کدام
کشور و مدت چند سال در آنجا زندگی کردید، و اگر شاغل بودید لطفا از شغل خود
بگویید.
آناهیتا : در سال 1996 همراه با شوهر و دخترم به آمریکا مهاجرت کردم و
مدت 16 سال در آن کشور اقامت داشتم . در آنجا شغل های مختلفی را عهده دار
شدم. از کار در شرکتهای کامپیوتری تا کلینیک های سلامتی و زیبایی و نیز
کار در موسسات یوگا با مسئولیتهای گوناگون.
ز. ر: علت انتخاب کشور آمریکا برای مهاجرت چه بود؟ آیا کشور دیگری هم در آن زمان بود که مایل به مهاجرت به آنجا باشید؟
آناهیتا : شوهرم به همراه خانواده اش از سالیان قبل از انقلاب مقیم
آمریکا شده بودند . شوهرم به ایران برگشته بود تا در اینجا زندگی کند ولی
بعد از ازدواج و بچه دار شدنمان تصمیم گرفت که دوباره به آمریکا برگردد .
ز. ر: آیا هیچگاه پیش آمده بود که زمانی که در کلینیکهای
سلامتی و زیبایی کار میکردید، تجربهی شغلیتان در ایران (بیمارستان و
توانبخشی)، به شما کمکی کرده باشد؟ لطفا در صورت مثبت بودن پاسخ مثال یا
خاطره ای را تعریف کنید.
آناهیتا: بله.میدانید که مهاجرت در سن بالای 30 یا 40 همیشه با مشکلات
عمیق تری همراه است که یکی از آنها ندانستن زبان آن کشور است منظورم زبانی
است که نه تنها بشود با آن ،احتیاجات روزمره خود را برطرف کرد بلکه بتوان
با مردم آن کشور نیزارتباط و دوستی برقرار نمود بطوریکه ندانستن بعضی از
لغات و یا داشتن لهجه خارجی باعث از دست دادن اعتماد بنفس شخص و یا گوشه
گیر شدن او نشود .بسیاری از مهاجرین سالمند را میتوان در آنجا دید که ترجیح
می دهند فقط با هموطنان خود که همزبان او هستند معاشرت و یا داد و ستد
کنند که متاسفانه به علت محدودیت انتخاب گاهی از مواقع دچار مشکل می شوند.
مساله دیگر اعتماد مراجعه کننده به شما به عنوان یک خارجی است که گاهی
اوقات ممکن است این اعتماد را درآنها نبینید . با توجه به این مطالب ،
تجاربم این اعتماد بنفس را به من می داد تابتوانم با مراجعین راحت تر
برخورد کنم و با اطلاعاتی که در جنبه امور بهداشتی داشتم حتی در صورت لزوم
به آنها راهنمایی هایی هم می کردم . خاطره ای هم دارم که برایتان تعریف
میکنم. یکروز خانمی که به آنجا مراجعه کرده بود دچار ضعف شدیدی شد بطوریکه
برای چند دقیقه کاملا از حال رفت . همکارانم که خیلی دستپاچه شده بودند
بلافاصله به اورژانس تلفن کردند من متوجه شدم که علائمی که آن خانم دارد
معمولا علائم کسانی است که مرض قند دارند وگاهی اوقات دچار کاهش شدید قند
خون می شوند، به همین علت اقداماتی را که لازم بود انجام دادم بطوریکه به
هنگام ورود کارکنان اورژانس حال آن خانم خوب شده بود .
ز.ر : آیا ممکن است درباره محیط (یا محیطهای) کاری خود و
همچنین رابطه تان با همکارانی که داشتید بگویید. (فی المثل آیا هنوز هم با
آنها ارتباط دارید؟)
آناهیتا: من مدت چندین سال در ایالت کارولینای شمالی زندگی می کردم . در
آنجا تعداد مهاجرین در مقایسه با ایالتهای بزرگی مثل کالیفرنیا و یا
نیویورک بسیار کم است، در نتیجه در اغلب موارد من تنها خارجی محسوب می شدم
ناگفته نماند موسساتی که من در آنها کار می کردم اغلب شرکتهای کوچکی بودند
، شک ندارم که در شرکتهای بزرگ وضع فرق می کرد و تعداد خارجیان بیشتر بود .
به هر حال در طی مدت کارم در آن ایالت فقط یکبار با یک نفر اهل ترکیه و یک
بار دیگر با یک ویتنامی و یک ژاپنی و یک تایلندی در محیط های مختلف همکار
شدم .البته چیزی که قابل ذکر است این است که در امریکا همه به نوعی مهاجر
هستند حتی اگر در آنجا به دنیا آمده باشند. خیلی از آنها ایتالیایی ،
یونانی ، و... هستند که پدر و مادر و یا پدر بزرگ و مادر بزرگشان به امریکا
مهاجرت کرده است و بعضی از آنان هنوز در خانه با پدر بزرگ و مادر بزرگشان
به زبان مادری خود صحبت می کنند و عادات غذایی خاص خود را دارند . به همین
دلیل امریکایی ها به بودن با خارجی و کار کردن با آنان عادت دارند و حتی
مطابق قانون تمام شرکتهای بازرگانی موظف هستند سهمیه معینی را به استخدام
اقلیت ها اختصاص دهند که این امر شامل خارجیان هم می شود . همانطور که گفتم
در اغلب موارد بیشترین همکاران من آمریکایی بودند که البته همیشه در ابتدا
برای شناساندن خودم به عنوان یک ایرانی مجبور بودم که توضیحات زیادی بدهم
مثلا اینکه ما ایرانی ها عرب نیستیم و زبان ما فارسی است و همه مردهای
ایرانی زنهایشان را کتک نمی زنند و مستبد و زورگو نیستند و بسیاری از آنان
به اشتراک نظر در امور خانوادگی اعتقاد دارند . ویا زنهای ایرانی مجبور
نیستند با ده قدم فاصله پشت سر شوهرهایشان راه بروند! زنها در ایران نه
تنها می توانند تحصیل کنند بلکه بیشتر آنان تحصیلات دانشگاهی دارند
و....غیره . میدانید، اطلاعات عمومی و جغرافیایی آمریکاییان در مورد سایر
نقاط جهان بسیار کم است . وقتی که بعد از چند سال اقامت در آن ایالت تصمیم
گرفتیم که برای زندگی کردن به کالیفرنیا برویم در آنجا وضع بکلی فرق می کرد
. مردم خیلی آگاه تر بودند و ایرانی ها را خیلی خوب می شناختند (بخصوص
درلس آنجلس) در محیط های کاریم حد اقل با یک ایرانی همکار بودم . تعداد
خارجیان بیشتر بود بخصوص مکزیکی. باید این را هم اضافه کنم که درتمام مدت
کارم (در هر دو ایالت ) هیچوقت بخاطر خارجی بودن از حق و حقوقی محروم نشدم و
همیشه مبنای حق و حقوق بر نوع کار و تجربه و میزان کار و یا خوب کار کردن
استوار بود . رابطه من در بیشتر محیط های کاریم با سایر همکاران بسیار خوب و
دوستانه بود . هنوز با تعدادی از همکارانم که اغلب آنها آمریکایی هستند
ارتباط دارم و به مناسبتهای مختلفی مثل کریسمس و چیزهایی مثل آن با یکدیگر
صحبت می کنیم
.
ز. ر : آیا در آن ایام به ایران رفت و آمد میکردید؟ در ملاقاتی
که با اقوام و دوستان داشتید در خصوص زندگی شما و خانواده تان در آمریکا چه
چیزی بیشتر برایشان جالب بود؟ و در صورت امکان لطفا بفرمایید آیا هیچگاه
با پرسشهایی برخورد داشتید که موجب رنجش شما یا همسر و فرزندتان بشود؟ اگر
چنین تجربیاتی داشته اید ممنون می شوم، ضمن ذکر نمونه ای ، از موقعیت
احساسی تان هم بگویید
آناهیتا: متاسفانه در طول مدت اقامتم به عللی که از حوصله این مصاحبه خارج
است نتوانستم به ایران بیایم . طبعا جوابی برای این سئوال ندارم. اما
گرچه پاسخی برای آن ندارم ولی اگر زحمت نمیشود توضیح بیشتری برای من
بدهید.
ز. ر: مثلا زمانی که خانواده یا دوستان با توجه به شنیده های
خود ، بیآنکه قصد و غرض آزار دهندهای داشته باشند، سئوالاتی نظیر اینکه
آیا با برخورد نژاد پرستانه و مزاحمت های آن مواجه شدهاید یا نه، ناخواسته
وخیم بودن موقعیت مهاجران را یادآوری میکنند. میخواهیم ببینیم آن فشاری
که وقتی مهاجر به دیدن خانوادهاش می آمد و یا میآید مجبور به تحمل است،
چیست و چگونه است. فشارهایی که در بسیاری از موارد در عالم صمیمیت به زبان
میآورند اما مایل به گفتن آن در مصاحبه نیستند. بعضی از مهاجران عزیز
تجربه های قابل تأملی در این مورد دارند که البته هرگز دلشان نمی خواهد
خانواده و یا دوستانشان چیزی درباره آنها بدانند. اینکه فیالمثل به خاطر
دین و ملیت و یا به دلیل رنگ مو ، پوست و ندانستن زبان و یا لهجه ای که
قادر به پنهان کردنش نیستند ، مورد کم توجهی و یا مشکوک بودن در فروشگاه و
یا سینما، محل کار و یا ... قرار گرفته اند . مردم ایران با این موارد از
طریق برنامه هایی که صدا و سیما چند سال پیش تهیه کرده است، آشنا هستند،
ولی آنچه در آن برنامه ها گفته نشد و در نتیجه مخاطبان آن برنامهها از
تجربهی حقیقی مهاجران دور ماندند، احساس شکست و غربت آنها نزد خانواده
هایشان است . اینکه با برخی از پرسشهایشان بار دیگر آنها را وادار به
ساختن هویتی قابل قبول، اما کاذب میکنند. هویتی مغایر با آنچه صدا و سیما
ارائه کرده و خانواده و یا اقوام برای انکار آن عمیقاً ضد آنرا مطالبه
میکنند: ثروتمند، خوشبخت و در امنیت و رفاه کامل...؛ به بیانی تحت فشار
قرار گرفتنِ دوباره در ساختن هویتی که دست کمی از فشاری که در جامعهای
که به آن مهاجرت کرده اند، ندارد.
آناهیتا : تشکر از اینکه زحمت کشیده و جواب سئوال من را به روشنی دادید.
شاید من آدم خوش شانسی بودم که با اشخاص نژاد پرست برخوردی نداشتم ولی
این حقیقت را که افراد نژاد پرست در آمریکا وجود دارند کتمان نمی کنم . حتی
رسانه های آمریکا نیز هر چند وقت یکبار حادثه ای را باز گو می کنند که دال
بر اعمال نژاد پرستانه است از خشونت پلیسها با افراد سیاه پوست گرفته. تا
کتک زدن فردی بیگناه در محلهای مسکونی فقط به صرف خارجی بودن ...ولی این
امر فقط شامل مسلمانان نیست و برای مثال مکزیکی ها هم همانقدر در معرض
اتهام هستند که بقیه.... همانطور که در یکی از جوابهایم شرح دادم نزدیک شدن
من به آمریکاییان زیاد ساده نبود و مستلزم توضیحات زیادی بود تا
تصویرغلطی راکه از یک زن ایرانی داشتند کاملا از بین ببرم . مساله ای که
بیشتر اوقات باعث سوء تعبیر می شود این است که همه زنان مسلمان را در جامعه
غربی به یک چشم می نگرند در صورتی که من وشما بخوبی میدانیم که یک زن
مسلمان ایرانی با یک زن مسلمان افغانی و یا عرب در عربستان سعودی از هر نظر
با هم فرق می کنند. بر میگردم بر سر این بحث که تصویر یک مهاجر در نظر
هموطنان کسی است که در رفاه کامل و با خوشبختی زندگی می کند . همه خوب می
دانیم که این مطلب حقیقت ندارد و زندگی در هر کجای این دنیا مشکلات خاص
خودش را دارد . مسلم است که هر مهاجری به هر علتی ممکن است احساس حقارت کند
مثلا دکتری که در مملکت خود دارای مقام و جایگاه خودش بوده حالا در آنجا
مدرکش را به هیچ می گیرند و او باید به عنوان یک داروخانه چی و یا شغلی
دیگر در آنجا امرار معاش کند مسلما تحقیر آمیز است حتی خود من که با مدرک
فوق لیسانس بایستی با مشاغلی پایینتر از مدرکی که داشتم کار می کردم احساس
خوشایندی نداشتم ولی می توانیم و یا می توانستیم با دوباره درس خواندن و
امتحانهای مکرر به جایگاه خودمان برسیم و نمی شود تقصیر آن را به گردن آن
مملکت انداخت .
ز. ر: ارتباط شما و خانواده تان با جامعه ایرانی مقیم آمریکا تا چه حد بود؟ در جشنها ویا برنامه های مختلف فرهنگی شرکت می کردید؟
آناهیتا: در این مورد همانطور که اشاره کردم به علت کم بودن ایرانیان در
آن ایا لت انتخاب دوستی که با خلق و خو و نوع زندگی ما سازگار باشد مشکل
بود بنا براین نمی توانستیم با همه دوستی نزدیک داشته باشیم و ارتباط ما
به یکی دو خانواده محدود می شد . ولی در مواقع نوروز و سیزده بدر تقریبا
همه ایرانیان دور یکدیگر جمع میشدیم و این گرد همایی برای ما و بخصوص بچه
ها بسیار خوب بود و فرصتی به آنها می داد تا با فرهنگ و رسوم کشورمان آشنا
شوند .
ز. ر: لطفا بفرمایید در روز چند ساعت کار می کردید و وضعیت استخدامی تان چگونه بود؟
آناهیتا : وضعیت استخدامی من بطور قراردادی بود و روزانه هشت ساعت کار می
کردم . وضعیت استخدام در اکثر موسسات خصوصی قراردادی است و این به آن معنی
است که هر روزی که نتوانی کار کنی حقوق نخواهی داشت . بطور کلی امنیت شغلی
در امریکا معنایی ندارد و هر لحظه ممکن است که به هرعلتی ولو بی اهمیت از
کار بیکار شوی .دیگر اینکه هر دقیقه از ساعت کار بایستی مشغول به کار باشی
حتی اگر در آن لحظه واقعا کاری برای انجام دادن هم نباشد باید به طریقی
خودت را سرگرم کاری کنی ، چون دیدن شما که برای لحظه ای بیکار نشسته ای می
تواند دلیل خوبی برای اخراجت باشد . بطور کلی برای هر کسی که در آمریکا کار
میکند همیشه نگرانی از بیکار شدن وجود دارد و متاسفانه به علت سرمایه
داری بودن جامعه کارفرمایان از حق و حقوق بسیاری برخوردارند و بر عکس کار
کنان یا کارمندان کمترین حق را دارند و در صورت بیکار شدن اگر خیلی خوش
شانس باشند می توانند به مدت شش ماه حقوق بیکاری بگیرند .
ز. ر: لطفا بفرمایید اوقات فراغت خود را چگونه میگذراندید؟
آناهیتا: چون من به طبیعت بسیار علاقه دارم تا زمانیکه دخترم کوچک بود
بیشتر اوقاتمان به رفتن پارک و یا لب دریا و این گونه تفریحات می گذشت. ولی
وقتی دخترم بزرگتر شد به اقتضای سن نو جوانی بیشتر ما را به مراکز خرید و
یا سینما می کشاند . رفتن به فستیوالهای گوناگون هم یکی دیگر از تفریحات ما
بود . خود من شخصا ترجیح میدادم ( هنوز هم ترجیح می دهم ) اوقات فراغتم را
به تمرین یوگا و خواندن کتاب و گاهی ترجمه کردن بپردازم .
ز. ر: شانزده سال زندگی در سرزمینی دیگر مسلماً مدت زمان زیادی
است و به نظر میرسد در عادت های مان تأثیر میگذارد. آیا شما از چنین
تجربه ای برخوردار هستید؟ (در صورت مثبت بودن پاسخ) اولین باری که متوجه
این تغییر شدید چه زمانی و در چه موردی بود؟
آناهیتا : عادات غذایی یکی ازعاداتی است که در من تغییر یافته است .
آشنایی با غذاهای ملل دیگر و تنوع رستورانها که اغلب اوقات خود مهاجرین آن
را اداره می کنند باعث شده که در انتخاب غذا کمتر سخت گیر باشم و هر غذای
تازه ای را به سادگی امتحان کنم . عادت دیگر نحوه برخوردم با سایر افراد
است .و وقتیکه برای اولین بار به ایران برگشتم متوجه این تغییر در خود شدم .
احساس می کنم که برخوردم با مردم بسیار راحت تر شده است و از تعارفات
معمول کمتر استفاده می کنم . یکی از خصوصیت هایی که در آمریکاییان وجود
دارد و من آنرا بسیار می پسندیدم سادگی و رو راست بودن آنهاست به عبارت
دیگر آنها زندگیشان را همانگونه که هست به شما نشان می دهند و سعی در مخفی
کردن کمبود های خود ندارند بنابراین در رابطه با یکدیگر نیازی به تظاهر
کردن ندارند و من احساس می کنم که این خصوصیت کم و بیش در من شکل گرفته است
، گرچه گاهی از مواقع در این باره با انتقاد نزدیکان مواجه می شوم.
ز. ر: معمولاً زمانی که حتا برای سفری کوتاه به شهری دیگر
میرویم، اگر این سفر کمی طولانی شود، احساس دلتنگی امری غریب نیست. بر این
اساس با دلتنگیهای تان چگونه کنار میآمدید (دلتنگی برای خانواده،
دوستان، شهر و دیار و یا ...) آنهم به مدت شانزده سال؟
آناهیتا: دلتنگی ها بسیار بود . از همان سال اول بخاطر تازه بودن محیط ونا
آشنا بودن با همه چیز ؛ از آب وهوا و بو و مزه غذا ها گرفته تا عادت کردن
به فروشگاه ها و نحوه خرید مایحتاج روزانه و آشنا شدن به قوانین ، یادگرفتن
چگونگی پرداخت قبضهای آب و برق و غیره.... و بالاتر از همه اینها آشنایی
به لهجه و نحوه صحبت کردن آنها . همه اینها مرا وا میداشت که بیاد ایران
باشم و مدام تواناهایی خودم را به عنوان یک فرد بالغ و مسئول که در ایران
چگونه عمل می کرد و اینجا چگونه ، با یکدیگر مقایسه می کردم. میدیدم که
دارم هویت خودم را از دست می دهم و تبدیل به کودکی شده بودم که تازه زبان
باز کرده و دارد زندگی را تاتی تاتی می کند . مردم ایالت کارولینای جنوبی
انگلیسی را با لهجه خاص جنوبی صحبت می کنند که فهم آن حتی برای خود
آمریکاییان ساکن ایالتهای شمال و غرب نیز دشوار است چه برسد برای کسی که
انگلیسی زبان مادری او نیست . گاهی اتفاق می افتاد که برای کاری می بایست
به اداره ای زنگ میزدم (مثلا بیایند و اینترنت را وصل کنند و یا چیزی شبیه
به این ) در آخر مکالمه نه من می فهمیدم که آنها چه گفتند و احتمالا نه
آنها می فهمیدند که من چه در خواستی داشتم ! وقتی که مکالمه رو در رو باشد
حداقل میشود با حرکات دست و صورت منظور خود را فهماند ولی در مکالمه تلفنی
فقط کلام شنیده می شود . به هر حال هر کار کوچک و بی اهمیتی می توانست به
مشگلی دست و پا گیر مبدل شود و مرا ناامید و دلتنگ نماید و هوای برگشتن
را در دلم بیدار کند . البته شوهرم چون از 18 سالگی مقیم آمریکا بود مشکلات
مرا نداشت و به من در مواردی کمک می کرد ولی این کمکها نمی توانست دایم
باشد و من نمی خواستم برای هر چیز کوچکی دست به دامان او بشوم . دو سال اول
در این تب و تابها گذشت کم کم به همه چیز آشنا شدم و هر سال امیدوار بودم
که شرایط مناسب شود و بتوانیم برای دیدار اقوام و دوستان به ایران سری
بزنیم ولی هر بار مانعی ناخواسته پیدا میشد وسفر به سال بعد موکول می گشت .
در طی این سالها فقط دلم به تلفنهایی که از ایران داشتم خوش بود ولی گاهی
خبرها شاد نبود و می شنیدم که فلان دوست و یا کسی از اقوام از دنیا رفته
است و غم ندیدن آن شخص برای یک بار دیگر در دلم می نشست .
هوای آنجا هم با هوای ایران متفاوت بود بارندگی های بسیار شدید داشت که
گاهی به توفانهای سهمگینی تبدیل می شد . در آن روزهای بارانی دلم برای
بارانهای نم نم بهاری و عصرهای آرام پائیزی تهران تنگ میشد . بیاد
کوهنوردی هایم بادوستان در درکه و دارآباد می افتادم . و به محض اینکه آواز
شهرام ناظری از ضبط بلند می شد اشکهای من هم روان می شد . سعی می کردم که
در منزلمان تا آنجا که ممکن است همه چیز به سبک ایرانی باشد .همه با هم
فارسی حرف می زدیم ، بخصوص با دخترمان . امید تنها چیزی بود که مرا به جلو
می راند می دانستم که بالاخره این جدایی روزی به پایان خواهد رسید .
ز. ر: آیا قبل از مهاجرت به آمریکا، تصوری از آنجا داشتید؟ آیا
این تصور بعد از سالها اقامت در آنجا تغییر کرد؟ ( نگاه مثبت یا منفی مهم
نیست شما میتوانید یا هر دو مورد و یا هر کدام را که مایل باشید ذکر
بفرمایید و ممنون می شوم با ذکر مثال آنرا توضیح دهید) .
آناهیتا: راستش را بخواهید قبل از رفتنم به آمریکا اصلا این کشور را دوست
نداشتم . در مقایسه این کشور با کشورهای اروپایی ، اروپا را ترجیح می داد م
چون فکر می کردم که اروپا از تاریخ و فرهنگ غنی تری برخوردار است . بعد از
رفتن و دیدن آنجا هنوز هم همین عقیده دارم . ولی در مورد مردم ، فکر می
کنم آمریکاییان در مقایسه با اروپایی ها مهربانتر هستند و به کمک کردن به
سایرین اشتیاق بیشتری دارند . و به علت اینکه خودشان زمانی مهاجر بوده اند
با مهاجرین بهتربرخورد می کنند .
زندگی در آمریکا با شتاب زیادی همراه است . همه چیز در آنجا سرعت دارد از
رانندگی در بزرگراهها گرفته تا انجام دیگر کار ها از طریق کامپیوتر و حتی
غذا خوردن که اغلب فست فود است . مردم آمریکا خیلی کار می کنند . اغلب
فروشگاه ها و موسسات حتی در روزهای تعطیل باز هستند . به علت قراردادی
بودن کارمندان ، از مرخصی های طولانی خبری نیست و حد اکثر یک هفته در سال
می توانی مرخصی داشته باشی . بنابراین بعد از مدتی آدم احساس می کند که
تبدیل به ماشین شده است . از دید و باز دیدهای دوست وفامیل که در ایران
رواج دارد در آنجا خبری نیست چون نه کسی را داری و نه وقتش را .
مسافتها همه طولانی است به همین علت داشتن ماشین و رانندگی کردن از
ملزومات زندگی در آنجاست .گاهی وقتها آرزو می کنی که ایکاش حالا که هوس یک
خوردنی کرده ای می توانستی به سر کوچه بپری و از سوپری یک بستنی بگیری !
ولی این فقط یک آرزو است چون باید سوار ماشین شوی و دو سه کیلو متر رانندگی
کنی تا به مرکز خرید برسی . در آنجا نیمی از عمر آدم در ماشین صرف می شود .
ز. ر: سرکار خانم آناهیتای عزیز، در پایان ضمن تشکر مجدد برای
همکاری صمیمانهی شما، لطفا اگر مطلب خاصی در مورد موضوع مهاجرت دارید
بفرمایید.
آناهیتا: مهاجرت در سنین جوانی مانند کاشتن نهال تازه ای است که به راحتی در خاک جدید ریشه می گیرد و رشد میکند.
ولی در میانسالی به درختی میماند که در خاک خودش ریشه گرفته، ریشه کن کردن
و کاشتن دوباره آن در خاکی دیگر با سختی هایی همراه است . آنها به سختی
ریشه می گیرند. و گاهی هم ممکن است اصلا ریشه نگیرند .
به هرحال منهم از اینکه به من فرصت دادید تاتجربیات خودم را با شما در
میان بگذارم متشکرم و امیدوارم که برای خوانندگان ، این مطالب سودمند باشد.
این گفتگو در فروردین 1391 انجام شده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 2:16  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
Vertical Village GRAFT Architects
Designed by GRAFT Architects, Vertical Village is a residential, hotel and entertainment development in Dubai
that harnesses the most powerful renewable energy source in the desert,
the sun. Organized to reduce solar gain and maximize solar production,
the buildings are massed as self-shading slabs at the north of the site
on the east-west axis to reduce low-angle sun penetration. At the
southern end of the site, a vast solar collector array optimally angles
itself toward the sun and faces the main public strip as a potent
gesture to the developments sustainable intent and minimum LEED Gold
rated performance. More images and architects’ description after the
break
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 0:59  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
DC Towers I + II / Dominique Perrault Architecture
 .
Architects: Dominique Perrault Architecture
Location: Donau-City, Vienna, Austria
Associated Architect: Hoffmann & Janz Architectes
Engineering: Perrault Projets (architectural engineering),
Bollinger & Grohmann, Gmeiner Haferl Zivilingenieure ZT GmbH
(structure), Werner Sobek Ingenieure (façades), ZFG – Projekt (fluids),
Dr Pfeiler GmbH (Bauphysik), TB Eipeldauer & Partner GmbH
(electricity), AXIS Ingenieursleistungen ZT GmbH (VRD), Wacker
Ingenieure (wind study)
Client: WED (Wiener Entwicklungsgesellschaft für den Donauraum AG)
Site Area: 11,000 m²
Total Built Area: 229,000 m²
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 23:3  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
فضاهای معماری تکیه طریقت قادری
بسیاری از بناها بر اساس کارکرد و نیازمندی انسان ها به آن بنا
شده است؛به طور کلی می توان این گونه بیان کرد که معماری بر گرفته از نیاز
انسان ها برای پناه گرفتن و در امان ماندن از گزند حیوانات درنده بوده با
پیشرفت بشر اینم ماوا نیز کم کم به سمت پیچیده تر شدن رفته است؛ زیار جامعه
بشری در این سمت سوق بوده است.
به دنبال شکل گیری اولین بناهای مذهبی در بین النهرین؛ بسیاری از خاسته
های بشر نیز رنگ مذهبی صرف به خود گرفت؛ به طوری که بشر به دنبال آب و نان و
مایحتاج اولیه زندگی حاضر به انجام یکسری امور روزانه در برابر قدرت های
طبیعی شد و چون آن قدرت ها را بسیار بالاتر از آدمی می پنداشتند؛از این
نخبگان جوامع با رهبری این حس مردمی آن ها را به سمت اماکنی روانه ساختند
که خود آن ها متولیان آن بودند؛این اماکن اولین بناهای مذهبی بود که به نظر
نگارنده اولین بار این فرآیند شکل گیری در بین النهرین به منصه ظهور رسید.
این فرآیند شکل گیری بناهای مذهبی و حرکت به سمت پیچیدگی بناهای مذهبی با
کمک نخبگان و اصرار مردم بر ادامه این آداب باعث پیچیدگی بناهای مذهبی شد
که این امر را می توان در اریدو در عراق امروزی مشاهده کرد.اریدو در جنوب
عراق واقع شده است و دارای 18 دوره استقراری بوده که توالی و پیچیدگی در
معماری بناهای مذهبی را می توان در تسلسل لایه های آن مشاهده و استنتاج
نمود.
در دین اسلام نیز به دنبال ورود آن به ایران و همگون شدن تقریبی با فرهنگ
ایران باستان بسیاری از بناهای دینی بازمانده از دوران زردشتی با تلفیقی از
فکر ایران و اسلامی در قالب جدید در آمده بسیاری از اماکن مذهبی ایران
مربوط به دوره ابتدایی ورود اسلام در ایران شکل گرفت.(مسجد نایین ). فهم
ویژگی های معماری بناهای مذهبی، تا حدی می تاند بیانگر برخی از ویژگی ها و
شرایط تاریخی و اعتقادی آن مذهب باشد. با توجه بها ینکه در سنت مطالعات
علمی معماری اسلامی عموما بر مسجد تاکید شده استف در انی نوشتار سعی خواهیم
کرد به معماری تکیه پرداخته شود، تکیه ای نه در شرایط اکثریت بودن یک فرقه
صوفیانه، بلکه در بطن جامعه و در حاشیه قدرت سیاسی ساخته شده است.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 22:9  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
SANDWORM / Marco Casagrande
 © Nikita Wu
Architect: Marco Casagrande
Location: Wenduine, Belgium
Project Manager: Nikita Wu / C-LAB
Organizer: Beaufort 04 Triennial of Contemporary Art
Built Area: 320 sqm
Completion: 2012
Photographs: Nikita Wu
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 22:4  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
|
|
|
|
خبرگزاری
شهریار؛ شهردار تبريز خواستار آغاز سريع و بدون وقفه طرحها و پروژههاي
عمراني خدماتي سال جاري از سوي شهرداريهاي مناطق و سازمانهاي تابعه شد. خبرگزاری
شهریار به نقل از روابط عمومي شهرداري تبريز گزارش داد، مهندس نوين در
نشست امروز صبح خود با مديران ارشد شهرداري تبريز با اشاره به تصويب نهايي
لايحه بودجه سال جاري از سوي شوراي اسلامي شهر و ابلاغ اين بودجه از سوي
شهرداري به مناطق و سازمانهاي تابعه افزود: با توجه به محدوديت فصل كاري
در تبريز و نيز سرما و برودت هوا در ماههاي پاياني سال و نيز با توجه به
لزوم تسريع در روند عمران و آباداني شهر ، لازم است تا شهرداران مناطق و
ديگر مديران مجموعه شهرداري برنامهريزيها و اقدامات لازم در خصوص آغاز
مراحل اجرايي پروژههاي مصوب در قالب بودجه سالانه را انجام دهند. شهردار
تبريز در بخش ديگري از سخنان خود آغاز به موقع و سريع پروژههاي عمراني
خدماتي شهرداري را زمينهساز تحقق سريع اهداف و برنامههاي توسعه شهري
برشمرد و ابراز اميدواري كرد ، سال 91 ، سال تحقق اهداف توسعه شهري تبريز
باشد. مهندس
نوين در عين حال خاطرنشان كرد: عليرغم سرماي زودرس تبريز در سال 90 ،
شهرداري تبريز و مناطق و سازمانهاي تابعه شهرداري تلاش گستردهاي براي
فعال نگهداشتن طرحها و پروژههاي عمراني خدماتي در دست اجراي خود داشت كه
خوشبختانه در نتيجه اين تلاشها بخش قابل توجهي از برنامههاي عمراني
شهرداري در سال 90 محقق گرديد. | | | |
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 21:56  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
۱۵۰۰ تیر مزاحم از وسط خیابانهای تبریز می روند
تاریخ انتشار: يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۳ کد مطلب : 4879
یک هزار و ۵۰۰ تیر برق مزاحم از خیابانهای تبریز عقبنشینی خود را آغاز کردند.
به
گزارش اهراب به نقل از فارس توسعه شهری از جمله نکات مهمی است که با
افزایش جمعیت شهری و پیشرفت کشور غیرقابل اجتناب است و این توسعه همراه با
ملزومات متعددی است که بدون شک دارا بودن مدیریت واحد شهری در این توسعه
ضروری است.
نبود مدیریت واحد شهری موجب میشود تا توسعه شهری گاه
ناموزون و حتی زشت جلوه کند و همانند کودکی که تنها بخشی از اعضای وی رشد
میکند، زشت و نازیبا به نظر برسد.
شهر تبریز نیز در سالهای گذشته شاهد رشدی شتابان در حوزه شهرنشینی و نیز توسعه امکانات شهری بوده است.
توسعه
فضاهای سبز، افزایش و ارتقای وسائط حمل و نقل و ارتقای خدمات شهری را
میتوان از جمله ارکان این توسعه حداقل در حوزه فیزیکی برشمرد.
در
سالهای اخیر به دلیل بافت فرسوده، توسعه شهر تبریز با تعریض و احداث
خیابانهای جدید همراه بوده و در این میان مشکلی هر چند ساده تبدیل به یکی
از معضلات جدی در حوزه شهری تبریز شده بود جابهجایی تیرهای چراغ برق و
قرار گرفتن آنها وسط خیابانها موضوعی بود که در چند ماه اخیر به مسئلهای
مورد اختلاف بین اداره برق و شهرداری تبریز تبدیل شد و موجب شد حدود
یکهزار و ۵۰۰ تیر برق در وسط خیابانها و کوچههای تبریز رها شده و
شهروندان را با حوادثی مواجه کند.
پیگیریهای مداوم خبرگزاری فارس
موجب شد تا سازمان بازرسی، دادستانی، فرمانداری و استانداری وارد این ماجرا
شوند به طوری که فرماندار تبریز در جلسهای با حضور شهردار تبریز،
مدیرعامل برق منطقهای و توزیع تبریز، دادستانی تبریز و سازمان بازرسی با
امضای صورتجلسهای دنبال حل مشکل باشد.
این بحث تا جایی پیش رفت
که استاندار آذربایجانشرقی نیز به شخصه وارد این بحث و اختلاف شده و
خواستار حل این معضل در نخستین فرصت شد.
گزارش فارس حاکی است، با
استناد به بند دو تصویبنامه هیئت وزیران مصوبه شماره ۳۰۹۶ مورخه ۶۵.۲.۴ که
در آن تاکید شده در مواردی که اجرای برنامههای عمرانی شهرداریها موضوع
ماده پنج آییننامه اجرای تبصره دو ماده ۱۶ قانون نوسازی و عمران شهری
مستلزم جابهجایی تاسیسات آب، برق، تلفن و گاز باشد، هزینه جابهجایی
تاسیسات مزبور به عهده شهرداریها است، از این روز وزارتخانهها و
دستگاههای اجرایی ذیربط مکلف هستند در اسرع وقت براساس نظر شهرداریها
نسبت به جابهجایی تاسیسات مزبور اقدام کنند.
بر اساس این گزارش،
به دنبال ورود خبرگزاری فارس و شخص استاندار آذربایجانشرقی در این موضوع و
مطرح شدن آن در چند جلسه همچنین بازدید استاندار از مناطق شهرداری و مطرح
کردن آن، بالاخره این پیگیریها نتیجه داد و برچیده شدن تیرهای برق از وسط
خیابانهای تبریز آغاز شد.
* معضل تیرهای برق در حال رفع است
علیاصغر
برقیمقدم، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تبریز امروز در گفتوگو با
خبرنگار فارس در تبریز در این زمینه گفت: با هماهنگیهای صورت گرفته که
نتیجه نشست اداره برق، فرمانداری، استانداری و شهرداری تبریز در زمینه
تعیین تکلیف تیرهای برق مورد مناقشه بود، در نهایت حل و فصل این معضل از
طریق اداره برق به عهده گرفته شد.
وی اظهار کرد: بر همین اساس از
چند روز گذشته ۱۰۰ تا ۱۵۰ تیر چراغ برق جابهجا شده است که این امر از
منطقه گلکار تبریز آغاز شد و ادامه خواهد داشت تا یکهزار و ۵۰۰ تیز برق به
زودی تعیین تکلیف شود.
برقیمقدم تصریح کرد: اولویت جابهجایی بعد
از منطقه گلکار، مناطق پرخطر و جاهایی هست که برای شهروندان و اهالی مناطق
ایجاد مزاحمت میکنند.
وی اظهار کرد: زمان خاص برای جابهجایی این تعداد تعریف نشده است اما درصدد هستیم در اسرع وقت کار را به پایان برسانیم.
برقیمقدم
در مورد هزینه این جابهجایی نیز افزود: در مورد هزینههای مورد نیاز برای
این عملیات نیز با استانداری به توافقاتی رسیدهایم.
وی در ادامه
از شهرداری تبریز خواست در امر صدور مجوز برای حفاریهای این اداره همکاری
لازم را داشته و ضمن سرعت بخشیدن به این امر، همکاری شود تا تامین برق
مطمئن برای مشتریان و شهروندان تبریزی دچار مشکل نشود.
مدیرعامل
شرکت توزیع نیروی برق تبریز گفت: امید است و انتظار داریم پس از تعطیلات
نوروز و از ۱۵ فروردین که فصل کاری آغاز میشود با کمک شهرداری بتوانیم
مشکلات مربوط به حفاریها را حل و فصل کنیم.
* تیرهای چراغ برق تهدیدکننده جان مردم شدهاند
فرماندار
تبریز نیز پیش از این در گفتوگو با فارس با بیان اینکه ادامه وضعیت
نامشخص تیرهای چراغ برق نیازمند جابهجایی و در شان شهر تبریز نیست، گفت:
نمیتوانیم پاسخگوی مردم صدمه دیده از تیرهای چراغ برق تبریز باشیم و این
تیرها در همه ساعات شبانهروز مردم را تهدید میکنند.
محمود چمنی
اظهار داشت: یکهزار و ۵۰۰ تیر برق تبریز در حال حاضر نیازمند انتقال هستند
که در این میان نزدیک به ۶۰۰ تیر برق در معابر کمتر از ۱۰ متر عرض هستند.
وی
بیان کرد: در زمینه انتقال این تیرها شهرداری و اداره برق تبریز باید به
تعهد خود که در جلسات مختلف به آن مکلف شدهاند، عمل کنند.
فرماندار
تبریز تاکید کرد: مسئولان باید به دنبال یافتن راهکاری برای حل مشکلات
مردم باشند و در این میان نباید در حل مشکلات مردم سنگاندازی شود.
وی اظهار کرد: باقی ماندن وضعیت فعلی شهر تبریز در شان شهر تبریز نیست و نباید این وضعیت در خیابانهای تبریز ادامه داشته باشد.
فرماندار تبریز در خاتمه خواستار تعامل بیشتر شهرداری و اداره برق در این زمینه شد تا هر چه زودتر این معضل حل شود.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 13:55  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
China Southern Airport City Woods Bagot
 Courtesy of Woods Bagot
Serving Guangzhou, China as a distinctive emblem of China Southern Airlines’ global leadership, the winning proposal by Woods Bagot
is a bold reinterpretation of the corporate campus model. A
400-hectare, mixed-use development, the three-precinct master plan
integrates business, manufacturing, residential, and cultural amenities
within a comprehensive open space network that supports recreational
opportunity and bolsters ecological vitality. More images and
architects’ description after the break.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 1:19  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
ماه فروردین: ماه قنات شویی
فروردین برگرفته از fravaši است که در اوستا به ارواح درگذشتگان
نیکوکارو پارسا اطلاق می شود. اینان روح پارسایان را پس از مرگ راهنمایی می
کنند. لومل (Lommel) ریشه ی این واژه را از *fra-vrti می داند که به معنی
«تصمیم درست» است. در منابع زرتشتی فروشی ها به مینوی بد تعلق ندارند و
بار دینی به خود گرفته اند. اما بیلی (Baily) آن را از *par-var می
داند به معنی «نیروی دفاعی» و همین جنبه ی جنگنده ای آنها را نشان می دهد و
با واژه ی «گرد (gord)» هم ریشه است. جالب اینجاست که ریشه ی هند و ایرانی
var (*par-var) به معنی «گزینش» یک اصطلاح تخصصی برای گزینش تصمیم یک
جنگجوست که سرسپرده ی سرور خود است و بعدها در دین زرتشتی چون بسیاری دیگر
از مفاهیم تحول معنایی یافته است. یشت سیزدهم در اوستا در ستایش فروشی
هاست. آنان یاران اهورا مزدا در آفرینش جهانند و هنگام جنگ به یاران
اهورامزدا و باورمندان پیروزی می بخشند. در بند 49-51 همین یشت گفته می شود
که فروشی های دلاور خوب مقدس را می ستاییم که از خان خود برای همسپته
مئیذیه به پرواز در می آیند و ده روز با هم در آنجا می چرخند تا بدانند چه
کسی آنها را می ستاید، چه کسی شادمان می شود و برایشان با دستان بخشنده،
با قربانی، شیر و غذا می آورد. چه کسی نامشان را می خواند و از میان مردم
کدام روح خوانده می شود و به او آن قربانی بخشیده می شود. با این کار برای
او غذای جاودان همواره آماده باشد. با این مختصر می توان تصور کرد که
مراسمی که در این گاهنبار برگزار می شده است، آیینی بسیار کهن را نمایش می
دهد و کم کم با جشن سال نو ادغام شده است. در زند اوستا گفته می شود که در
پنج روز آخر سال تا پنج روز در ماه فروردین (بر روی هم 10 روز) اورمزد دوزخ
را خالی می کند و ارواح رها می شوند، این که آنها به کجا بازگردند در دست
خویشان آنهاست. در این پنج روز ادعیه ی خاصی خوانده می شود (Benfey,
1836:152). بازمانده ی چنین باوری را در مراسم پایان سال حتی در چهارشنبه
سوری می توان دید و من در نوشته ای درباره ی مراسم چهارشنبه سوری نمایش
آیینی بازگشت مردگان بر زمین را در عمل قاشق زنی و پوشیده بودن صورتشان
نشان دادم (رجوع کنید به www.anthropology.ir/node/1130
). به طور خلاصه می توان ادعا کرد که اگرچه شواهد بسیاری از نیاپرستی در
فرهنگ ایرانی باقی نمانده است ولی تاثیر چنین باوری را در بسیاری از اعمال و
رفتارهای مربوط به خویشاوندان نسبت به مردگان می توان دید.
نام فروشی ها در گاهشماری فارسی باستان نیست و برابرِ این ماه که تنها یک
بار در کتیبۀ بیستون آمده است، صورت a-du-u-k-[n-i]--h-y در حالت اضافی
است؛ دو حرف داخل چنگک بر اساس تحریر ایلامی ha-du-kلn-na-i و دیگر نمونه
های بدست آمده از گل نوشته ها بازسازی شده است. درسدن (Dresden,1977: 52)
آنرا از ستاک -i- > ādukani ) قس صورت haxāmaniahyā) می داند و سیمز
ویلیامز (1978, 98) در این نام التقاطی از ādukani در حالت اضافی از اسم
*ādukani- و *ādukanahya حالت اضافی از اسم مختوم به kana- می داند. هینتس
(Hinz,1973:65) نیز این نام را مختوم به-i میداند و بر اساس نمونه های
ایلامی واکۀ آغازین را Ā- بازسازی می کند. در هر حال مشکل اینجاست که اگر
این اسم –i- یا -i- ستاک باشد، ما در کتیبه حالت اضافی از صرف –a- داریم.
اشمیت (همانجا،41) به قیاس دو نام-ماه دیگر، یعنی ماه هفتم و نهم این اسم
را مختوم به –ya- می داند که در صورت مخفف به صورت –i- می آید و این دشواری
را اینگونه حل می کند. یوستی(1897, 245) این نام را «[ماه] پاکسازی
قناتها» ترجمه می کند. بخش نخست نام را به قیاس واژۀ aδu- اوستایی در ترکیب
apm aδauuō (یشت 8/29) «کانال، چاه آب»، aδu- و بخش دوم آنرا از ریشۀ
*kan- «کندن، حفر کردن» دانسته و معنای فوق را پیشنهاد کرده است. امریک
(Emmerick, 1966: 1-2) با استناد به ترکیب اوستایی āδū.fraδana- «بذر خوب»
(آذو در آذوقه مانده است) آنرا از āδū و ریشۀ kan به معنی «ریختن، پاشیدن»
می گیرد و در مجموع معنی ماه را «[ماه] بذر افشانی» می پندارد. او بخش
نخست را در واژۀ سغدی ’’δwk «غله و محصول» قابل شناسایی می داند و بخش دوم
را در واژۀ سغدی pr’kn و پارتی pr’gn «پراکندن» نشان می دهد (همانجا،
ص.4). در زبان های ایرانی ریشۀ kan با پیشوندهای ava- و parā- شاهد
دارد، اشمیت مانند نمونه ای که در فعل avākan در سطر 86 ستون نخست کتیبۀ
بیستون آمده است و دربارۀ گذر سپاهیان داریوش از دجله با انداختن مشکهای
بادکرده بر رود است، پذیرفتن این نظر را دشوار تصور می کند و همان معنی
یوستی را می پذیرد (Schmitt, S.43).
به نظر می رسد که سیستم قنات در فرهنگ ایرانی اهمیت بسیار داشته است، و
قرار دادن ماهی برای رسیدگی به آن چندان شگفت انگیز نیست. معمولا در تاریخ
اقوام کهن یکی از عوامل سقوط یک تمدن را توجه نکردن به سیستم آبیاری، آب
رسانی و تقسیم بندی آن می پندارند. پس شاید نام ماه فارسی باستان بازمانده ی
چنین تصوری در حفظ و نگاه داری قنات بوده است.
آخرین گاهنبار سال که در پنجه ی اخر سال قرار دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 1:14  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
New York City Theatre David Vecchi & Emanuela Ortolani
The project of the New York City Theatre, designed by David Vecchi & Emanuela Ortolani,
stems from the intent to promote the independent play and recover the
pioneer spirit that distinguished Broadway at the beginning. Exhibited
in the ESA gallery as part of the Selon du Dessin in Paris, The proposal
is for a mixed-use building that, in addition to the main function of
theater, welcome inside offices and residences. More images and
architects’ description after the break.
 © David Vecchi
Underlying this choice there is an economic reason. Given the high
price of land in Manhattan, is convenient, in order to maximize the
potential value of the plot, thicken a greater number of functions
within a single building. Part of the proceeds, due to the sale or
rental of the real estate units will also have the basic task of funding
the theatrical activity as long as the entire structure will not become
economically independent and therefore able to provide a genuinely free
and really unconditional cultural activity.
-
-
© David Vecchi
-
-
© David Vecchi
-
-
site
-
-
plans
-
-
diagrams
-
-
exploded view
-
-
competition panel
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 16:2  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|

خبرگزاری
شهریار؛ شهردار تبریز در نخستين روزهاي سال جديد با قدرداني از حمايتها و
مشاركتهاي همهجانبه شهروندان در طول سالهاي اخير در راه توسعه تبريز
بار ديگر خواستار همكاري و مشاركت تك تك آحاد مردم در روند توسعه زيربنايي
تبريز كهن شد. خبرگزاری
شهریار به نقل از روابط عمومی شهرداری تبریز گزارش داد، مهندس نوین با
اعلام این مطلب خاطرنشان کرد: شهرداری تبریز و مناطق و سازمان های تابعه بر
حسب وظیفه و تعهد خدمتی که در قبال مردم و شهر دارند تاكنون تمام تلاش خود
را برای رفع مشکلات شهروندان ، توسعه تبریز ، رفع نابسامانی های موجود ،
تأمين و كسب درآمدهاي مورد نياز ، جذب سرمايهگذاريهاي بخش خصوصي و پیشبرد
اهداف توسعه شهر به کار بسته اند و در سال جاری نیز این تلاش ها به شکلی
مضاعف ادامه خواهد داشت. شهردار
تبریز در ادامه با تأکید بر این که شهر بدون همکاری و مشارکت شهروندان
آباد و توسعه نخواهد یافت افزود: شهروندان تبریزی در طول سال های اخیر با
همکاری و مشارکت خود در راه عمران و آبادانی شهر بیشترین سهم را در راه
تحقق اهداف توسعه شهری داشته اند و شهرداری تبریز در سال جاری نیز به
همکاری و مشارکت آنان نیازمند است. شهردار
تبریز در خاتمه ابراز امیدواری کرد با حمایت و همکاری مردم ، سال 91 ، سال
شکوفایی و توسعه جهشی تبریز در تمامی بخش ها و حوزه ها باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 15:58  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
مسجدی در شهر تفلیس (عکس از دکتر در س خوان) 
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 20:31  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
Nantong Sports Center Winning Proposal / Henn
Architects: Henn
Location: Nantong, China
Design Team: Leander Adrian, Daniel da Rocha, Martin Henn,
Anthony Hu, Alan Kim, Agata Kycia, Paul Langley, Jeewon Paek, Emil Pira,
Klaus Ransmayr, Wei Sun, Mu Xingyu
Consultants: Schlaich Bergermann & Partner, Wabe-Plan
Local Partner: Tshinghua University Architecture Design Institute
Client: City of Nantong
Area GFA: sports stadium 50,000sqm; arena 13,690sqm; swimming hall 11,872sqm; badminton hall 11,037sqm; table tennis hall 10,955sqm
Status: International Competition First Prize
Program: Sports and Leisure
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 14:58  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
Winners announced for the New BauhausMuseum in Weimar
 Second Place: Johann Bierkandt, Landau
The International jury, chaired by Prof. Jörg Friedrich (Hamburg),
has awarded two second-place and two third-place prizes in the
worldwide, open architectural design competition for the New Bauhaus
Museum in Weimar. The purpose of the competition is to find an
architecturally innovative, sustainable, energy-efficient and
museologically sound solution for a new museum that takes full advantage
of the urban-planning potential of the Weimarhallenpark. The
announcement of the winners officially concludes the architectural
design competition, in which 536 architectural offices around the world
participated.
The two second-place prizes went to Johann Bierkandt (Landau) and the Architekten HKR (Klaus Krauss and Rolf Kursawe, Cologne). These prizes are worth 40,000 euros each. The two third-place prizes went to Prof. Heike Hanada with Benedikt Tonnon (Berlin) and Bube/Daniela Bergmann
(Rotterdam). Each third prize comes with 30,000 euros in prize
money. Three honorable mentions, worth 9,666 euros each, were awarded to
the proposals by Karl Hufnagel Architekten (Berlin), hks Hestermann Rommel Architekten + Gesamtplaner GmbH (Erfurt), and menomenopiu architectures/Alessandro Balducci (Rome).
Continue after the break for more information and project descriptions
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 9:56  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
کارگاه فهم معماری ایران
مرکز مطالعات وتحقیقات شهرسازی ومعماری ایران از مدتی پیش پروژه
ای را با عنوان« کارگاه فهم معماری ایران» در دستور کارخود قرارداده که طی
آن از دانشجویان معماری وشهرسازی و پژوهشگران علاقمند برای دیدار از
معماری مناطق فرهنگی گوناگون و با جغرافیایی متفاوت در ایران دعوت به عمل
می آورد. این کارگاه که دومین کارگاهی است که مرکز مطالعات برگزار می کند
در استان بوشهر از 26 تا31فروردین 1391 برگزار می شود. از علاقمندان دعوت
می شود برای اطلاعات بیشتر در مورد ثبت نام به سایتwww.panjareh.info
مراجعه فرمایند.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 9:47  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
زائر سیک در معبد طلایی در امریتسار، هند.مذهب سیک، محصول اختلافات مذهبی سده ۱۵ میلادی است و مدعی است که چکیده نخستین آموزههای گورو نانک (پیامبر سیکها زاده ۱۴۶۹م.) است. او کوشید یک دین تلفیقی از اسلام و هندوگرایی به وجود آورد. نانک بر اصول مشترک این دو مذهب تأکید کرد و از موارد جدایی و اختلاف بهویژه در آیینها و نیایشها دوری نمود.
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 19:51  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
Tetra Shed / Innovation Imperative
 Courtesy of Innovative Imperative
Tetra Shed is inspired by the growing need to accommodate
the desires of more and more people wanting to establish a home office.
The architects at Innovation Imperative
designed this garden office as a challenge to the notion that a home
office is simply a converted room in one’s house. It is an alternative
solution to the “cuboid offices” that have grown in popularity over the
last few years. This concept and mock-up will be on display at Grand
Designs Live London between May 5th and May 13th.
Read on for more about Tetra-Shed after the break ادامه مطلب را حتما ملاحظه فرمائید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 21:26  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را بهعنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی
بهرسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در
مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار
سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن میگیرند توصیف
شدهاست.
پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیدهبود، در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 13:58  توسط Dr.Rasoul Darskhan
|
|